تبلیغات
MAD LOVE STORY - درودی دگر!
تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1391 | 02:29 ق.ظ | نویسنده : shiva lover

 

در قلب قصه های یکی بود یا نبود

یادم نمی رود که کسی جز خدا نبود

یادم نمی رود که در آن سال های دور

مردانگی ز افسر شاهی جدا نبود

در باور قبیله احساس های پاک

بی حرمتی به ساحتِ گل ها روا نبود

آن روز در تصور انسانِ قصه ها

می گفت مادرم که محبت خطا نبود

وقتی د لی برای د لی درد می نوشت

پیکی به جز کبوتر بادِ صبا نبود

این کوه این تهی شده از یادِ تیشه ها

در بیستونِ عشق چنین بی صدا نبود

روزی که قهرمان به سر چشمه می رسید

راهی به جز مبارزه با اژدها نبود

می شد که در هوای مساوی نفس کشید

یک بام در کشاکشِ چندین هوا نبود

 

iran



  • هاست
  • قالب وبلاگ
  • ضایعات