تبلیغات
MAD LOVE STORY - ?
تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1391 | 11:18 ق.ظ | نویسنده : shiva lover

سالها رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران

خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست؟

یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟

بارها آمد و رفت

بارها انسان شد

وبشر هیچ ندانست که بود

خود اوهم به یقین آگه نیست

چون نمی داند کیست

چون ندانست کجاست چون ندارد خبر از خود که خداست

قیصر امین پور












از باران، با ترانه، می خورد بر بام خانه...
خانه ام كو؟
خانه ات كو؟
آن دل دیوانه ات كو؟
روزهای كودكی كو؟
فصل خوب سادگی كو؟
یادت آید روزباران،گردش یك روز دیرین؟
پس چه شد دیگر،كجارفت؟
خاطرات خوب و رنگین،
در پس آن كوی بن بست،
در دل تو،آرزو هست؟
كودك خوشحال دیروز؟
غرق در غم های امروز،
یاد باران رفته از یاد،
آرزوها رفته برباد... 


  • هاست
  • قالب وبلاگ
  • ضایعات